جدیدترین پست

حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۱۹ فروردین ۱۳۹۰

این وقایع مربوط به ضدو بندهایی است که رژیم خمینی با دولت عراق برای نابودی مجاهدین است. حمله نیروهای ارتش عراق به قرارگاه اشرف ۱۹ فروردین...

‏نمایش پست‌ها با برچسب آزادی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آزادی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ بهمن ۲۹, دوشنبه

محمد ابراهیمی

محمد ابراهیمی

محمد ابراهیمی(تولد:؟ - مرگ:۱۱دی ماه۱۳۹۶)محمد ابراهیمی در تظاهرات اعتراضی مردم قهدریجان شرکت داشت  که بنا به گفته منابع مختلف نیروهای حکومتی از بالای پشت‌بام به سمت جمعیت مبادرت به تیراندازی کردند و محمد مجروح می‌شود امادر بیمارستان از بردن او به اتاق عمل جلوگیری می‌شود و کشته می‌شود، ماموران در ساعت سه بامداد پیکرش را دفن کردند و فقط به تعدادی از اقوامش اطلاع داده می‌شود.

علت مرگ

ماموران کلانتری شهر قهدریجان به جمعیت اعتراض کننده از پشت‌بام شلیک می کنند که ۶ نفر از جمله محمد ابراهیمی در این تیر اندازی کشته می شوند.
سایت های حکومتی مدعی شدند که اغتشاشگران قصد اشغال و خلع سلاح کلانتری را داشتند و ماموران برای دفاع از خودشان به آنها شلیک کرده اند ولی بنا به گزارش مصور سایت صدای آمریکا روشن کردن آتش توسط مردم بدلیل گاز آشک‌آور بوده است

۱۳۹۷ بهمن ۱۸, پنجشنبه

جا خواستیم و جانشین نخواستیم


داستانی از دکتر مصدق کبیر، پیشوای آزادی مردم ایران.

دکتر محمد مصدق پیشوای آزادی ایران 
می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود ، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست .
 قبل از شروع جلسه ، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست ، اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان صندلی نشست ..
 جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند ، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد .
 جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید ، جای شما آن جاست .
 کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میکرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت : شما فکر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است ؟
نه جناب رییس ، خوب می دانیم جایمان کدام است ..اما علت اینکه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه ؟
او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان ... سکوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد از پایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت.
 با همین ابتکار و حرکت ، عجیب بود که تا انتهای نشست ، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد .